خواندن خبرنگار کاوانی پاری سن ژرمن لوشامپیونه

خواندن: خبرنگار کاوانی پاری سن ژرمن لوشامپیونه فرانسه مون پولیه

«آنام» با نام پیشین «مهر نامیرا» قصه ریشه هاست؛ زخم هایی از گذشته که امروز سر باز کرده اند. شیوه روایت آن، پیوند میان دیروز و امروز با فلاش بک هایی به گذشته هست

مهر نامیرای آنام

مهر نامیرای آنام

عبارات مهم : مخاطب

«آنام» با نام پیشین «مهر نامیرا» قصه ریشه هاست؛ زخم هایی از گذشته که امروز سر باز کرده اند. شیوه روایت آن، پیوند میان دیروز و امروز با فلاش بک هایی به گذشته هست. طریقی مرسوم میان راویان قصه های اینچنینی که شکل گیری درام در آنها پای در گذشته شخصیت هایی دارد که امروز شاهد آینده آنها هستیم. این بخش از مجموعه ظاهرا توانسته است با مخاطبان رابطه خوبی برقرار کند و آنان را چنان جذب نماید که هر شب قسمت بعدی را دنبال کنند.

با توجه به کافی بودن همین خط مهم جهت درگیر کردن مخاطب، بخش هایی از مجموعه است که تا امروز از سیر مهم آن جامانده و اساسا بودنشان در فیلمنامه پرسش برانگیز هست؛ جهت نمونه پرداختن به پرسشها اقتصادی که پدر خانواده با بازی عبدالرضا اکبری درگیر آنهاست؛ اگرچه می تواند به خودی خود بر کشش این قصه شبانه بیفزاید ولی در پیوند با خط مهم آن تا امروز ناموفق بوده هست؛ مگر آن که در نهایت خط ربطی میان این ماجرا و ماجرای مهم داستان پیش بیاید. جز این باشد این گمان پر رنگ می شود که چند سالی است همراه با پررنگ تر شدن پرسشها معیشتی مردم، دغدغه های اقتصادی آنان و بروز زیاد معضلاتی نظیر اختلاس و… پای آنها به اغلب فیلمنامه ها باز شده است است و شده است اند نخستین گزینه نویسندگان آثار تصویری جهت گرم کردن تنور ماجرا و نخستین گزینش آنان جهت کاشت تضاد و درگیری در قصه و در نهایت برداشت کشش و جذب مخاطب.

علاوه بر این، اطلاعات و ماجراهایی که در کنار روند مهم قصه و گاه مرتبط با آن در زمینه ناباروری به مخاطب انتقال یافته می شود قطعا اتفاق خوبی هست. لیکن به رغم رشد دانش و سطح سواد عمومی همچنان جزو آن دسته از شاخه های پزشکی است که با خرافات و اطلاعات کهنه و نادرست درهم آمیخته هست. در بسیاری از سریال های دیگر شاهد آن هستیم که بدون کوچک ترین تحقیق و صرفا جهت قوت بخشی به درام از این مسأله بهره می گیرند و نشانی غلط به مخاطب می دهند، ولی در اینجا علی رغم شیوه مرسوم و با بهره بردن از مشاوران پزشکی فیلمنامه نوشته شده است است ولی مسئله اینجاست که این بار فیلمنامه نویسان بنا بر هر مصلحت اندیشی که داشته اند؛ از این سوی بام افتاده اند. در واقع آموزش هایی که در قالب دیالوگ بجا و نابجا از طریق شخصیت مادر آرزو با بازی مهرانه مهین ترابی به بیننده انتقال یافته می شود و سکانس های اضافه ماجراهای مطب و مراجعان آن به هیچ عنوان در دل قصه گنجانده نمی شوند، حتی اگر با اغماض به آنها بنگری باز بخشی از آن از کادر فیلمنامه بیرون می زند و یکدستی اش را خدشه دار می کند.

از سوی دیگر با نگاهی به بازی بازیگران و در صدر آنان گلچهره سجادیه به عنوان نقش مهم این مجموعه، یک انتظار بی پاسخ می ماند و آن این است که این بازیگر گزیده کار که سال هاست مانند گذشته در سینما و تلویزیون حضور پررنگی ندارد؛ این بار با ایفای نقش نخست بازگشته است ولی بعد از این ناپیدایی، آن گونه که انتظار می رود با قدرت و انرژی ظاهر نشده هست. سردی بازی او گرچه می تواند ناشی از تعریف و مختصات شخصیت مارال و گذشته تلخ او باشد، ولی آنقدر زیاد است که رمق دیالوگ های او را حتی در صحنه های حسی با دخترش می گیرد. در کنار او ولی دیگر بازیگران چون سیامک صفری و کاظم بلوچی گرچه حضور کمی دارند، ولی همچون دیگر آثارشان با قدرت و جالب ظاهر شده است اند.

مهر نامیرای آنام

واژه های کلیدی: مخاطب | مجموعه | اقتصادی | فیلمنامه | اخبار فرهنگی و هنری


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog